تاثیر ایران بر یونان ( بخش دهم )

این نوشته را ژانین باککر در تارگاه Livius نوشته است، برگردان بخش دهم آن به پارسی بی هیچ کمی و کاستی اینجا گذاشته شده است. ولی در پایان، پس از برگردان بخش دهم، به پرسش ها و ناگفته هایی درباره بخش هایی از این نوشته پرداخته خواهد شد.

در پایان

در زمینه ساختمان سازی و سیاست، آتنی های سده پنجم پ.ز.م چندین نوآوری ایرانیان را کپی کردند. درباره ساختمان سازی، این در دو راه رخ داد: کاربردی و اندیشه ای. نخستین آن ها در ساخت و الگوگیری ریتون ها یافت می شود، و همچنین در ساخت ادئون و ریتانیوم. یک تخت ایرانی ( و پس یک سبک معماری ایرانی ) به کار گرفته شده هنگام ای که شهر ( آتن ) بازسازی شد و فضا برای کارهای فرهنگی و سیاسی به وجود آورد. و همان هنگام، سند پیروزی آتنی ها در جنگ شد.





دومین گونه تقلید و پژهان در سنگ نگاشته پارتنون و کاریاتیدها یافت می شود. گوناگونی ها دوگانه هستند: نخست اینکه ، کاریاتیدها و سنگ نگاشته بر اساس چیز لمس شدنی ای همانند ریتا یا تخت نیستند.؛ دوم اینکه، نه تنها شکل، بلکه اندیشه کلی نیز کپی شده است. در پارتنون، آرمانگرایی ایرانی "یکپارچه برای شاه" به یونانی "برگردان" شده است. نقش و اندیشه با دلخواه های یونانی آماده شدند، که کار هنر را بیشتر در دسترس می گذارد. درباره کاریاتیدها، از نقش اصلی ( یک گاو یا گربه سان ) چشم پوشی شد و تنها هستی، اندیشه کلی، کپی شده است به زنان. به چشم می آید که، یونانیان زنان را بهتر از چهارپایان، برای نمایش زیردست بودن می دانستند.

همه را که در کنار هم بگذاریم، یک پرونده برای بودن تاثیر ایرانی بر هنر یونانی می توان ساخت. برای سیاست هم همینگونه است. ایرانی ها و یونانی ها، هر دو در شهرهای یونانی نشین ( در باختر ترکیه امروزی ) فرمانروایی کردند، و از آنجا که آتنی ها هیچ تجربه ای در فرمانروایی یک امپراتوری نداشتند ( و از آنجا که پارسیان برای زمان درازی این کار را کرده بودند )، آتنی ها اصول پارسیان را کپی کردند. بنا بر این، سیستم مالیات دهی را کپی کردند، نیروی دریای خود را مانند نیروی دریایی دشمنانشان سازماندهی کردند، و اپیسکوپی هایی را برای کنترل شهرهای زیردست گذاشتند.

این چیز آشکاری برای انجام بود. پس از همه، انگار این یک سیاست است که دانش ای به کار گرفته شود که به وسیله دیگران درست شده است. تاریخ نگاران اروپایی سده نانزدهم، البته، بیشتر نقش ایرانی در فرهنگ یونانی را نادیده گرفتند. آن ها به یک "معجزه یونانی" باور داشتند و نمی توانستند به تاثیرهای خاوری اندیشه کنند. ( آنها کم و بیش نگاه ای همسان به تاریخ اروپا داشتند، که - در نگاه خودشان - به صورت خودجوش ساخته شده است. ) تماس های فرهنگی نادیده گرفته شدند. امروز، در جهان ای که باروری-دوسو و درگیری بین فرهنگ ها را نمی توان نادیده گرفت، دانایان تماس های فرهنگی بیشتری را می پسندند. این دیدگاه هنگامی که دو فرهنگ با هم روبرو می شوند، درستی بیشتر از خود نشان می دهد.

برگردان از: http://www.livius.org/ia-in/influence/influence10.html ( سرچشمه های این نوشتار در اینجا نوشته شده است )