تاثیر ایران بر یونان ( بخش دوم )

این نوشته را ژانین باککر در تارگاه Livius نوشته است، برگردان بخش دوم آن به پارسی بی هیچ کمی و کاستی اینجا گذاشته شده است. ولی در پایان، پس از برگردان بخش دهم، به پرسش ها و ناگفته هایی درباره بخش هایی از این نوشته پرداخته خواهد شد.

پیشینه

در سال 547 پیش از میلاد ( یا کمی پس از آن )، شاه ایران کوروش بزرگ سرزمین ای را فتح کرد که اکنون ترکیه نام دارد. کمبوجیا پسر او بخش هایی از خاور که هنوز فتح نشده بود را به آن افزود و رفت تا مصر را به امپراتوری هخامنیشی (525 پ.م.م) بیافزاید. در زمان جانشین او داریاواوش بزرگ (522-486 پ.م.م)، ایرانیان برای نخستین بار به اروپا یورش بردند، جایی که تراس به دست آنان افتاد.

از زمان کوروش، شهر های یونانی ای که در باختر ترکیه - معمولاً شهرهای یونانیان نامیده می شدند- به دست امپراتوری هخامنیشی افتاد، ولی در 499 پ.م.م آنها تصمیم گرفتند بر ضد کسانی که برای کم و بیش پنجاه سال فرمانروایشان بودند شورش کنند. کسانی که شهر های یونانیان را از سوی شاهان ایران فرمانروایی می کردند بیرون شده و از یونانیان سرزمین مادری درخواست کمک شد. اگر چه آتن نیروی شایان ای برای کمک به آنها فرستاد، ولی شورش تا حد زیادی سرکوب شد.

بر اساس هرودت پژوهشگر یونانی ( که ممکن است در این مورد اشتباه کرده باشد )، شورش شهرهای یونانی سبب شد داریاواوش بزرگ، یونانیان سرزمین مادری را، که از یورش ها پشتیبانی کرده بودند تنبیه کند. در سال 492 پ.م.م ژنرال مردونیوس ، مقدونیه را فتح کرد، و در سال 490 پ.م.م ژنرال داتیچ و ژنرال آرتافره خشکی هایی که در دریا اژه وجود دارد را به آن افزودند. در پایان تابستان، آنها کار ای تنبیه ای بر ضد آتن به راه انداختند، که با فاجعه نبرد ماراتن پایان یافت.

این نبرد سبب افزایش اعتماد به نفس در آتنی ها شد، و شهر پس از کشف سنگ نقره در نزدیکی لاریون قوی تر شد. و این فراوانی برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ به کار گرفته شد.

در سال 480 پ.م.م، شاه ایران خشیآرشا (486-465 پ.م.م) تصیم گرفته انتقام شکست پدرش در ماراتن را بگیرد. با یک ارتش و یک نیروی دریایی بزرگ به سرزمین مادری یونان یورش برد و دشمن هایش را در ترامپولین شکست داد. تسالی و بوئوتیا به دارایی های ایرانیان افزوده شد و آتن گرفته شد. البته، نیروی دریایی ایران زمانی که در بندر آتن با نیروی دریایی یونان درگیر شد سخت ضربه خورد. خشیآرشا ناچار شد که برگردد. او جنگ را برای ژنرال مردونیوس به جا گذاشت، که آتن را غارت کرد ولی در تابستان 479 پ.م.م در نزدیکی پلات شکست خورد.

پس از دو سال، دولتمرد آتنی، آریستیدس شهرهای یونانیان و سرزمین مادری یونان را که آرزو داشتند کشمکش را با پیمان تازه ای ادامه دهند سازماندهی کرد، باشگاه دیلیان. البته، در دهه های پیش روی، تنها آتن برای نخستین بار در بین شهرهای این باشگاه، اشاره به اعضاء این باشگاه کرد. برای اینکه، از نظر مالی و ارتشی خیلی توانمند بود، و خیلی توانمندتر شد، زیرا اکنون یک امپراتوری را فرماندهی می کرد، اسپارتا، رهبر یونانیان دیگر، ترسید.

باشگاه دیلیان:

در 461 پ.م.م جنگ گسترده شد. در همان زمان، آتن هنوز با ایران در جنگ بود. گاهی آتنی ها سربلند بودند ( مانند یورمیدون در 465 پ.م.م)، و گاهی ایرانیان پیروز بودند ( مانند مصر در سال 456 پ.م.م). برای چندین سال، آتن باید با دو دشمن هم زمان کنار می آمد، ولی در 449 پ.م.م دشمنی با ایرانیان پایان یافت. سه سال پس از آن، سپارت و آتن یک پیمان بستند. این شاید زمان نابود شدن باشگاه دیلیان بود، ولی آتنی ها از این کار خودداری کردند، و با وجود مشکل های کوچک، اعضاء آن آتنی ها را در جنگ دوم با اسپارت که از 431 پ.م.م آغاز شد و تا ده سال پس از آن ادامه یافت.

یورمیدون:

البته، در سال 415 پ.م.م، آتن به سیسیل در باختر دور یورش برد و از آمورگ که یک شورشی در امپراتوری هخامنشی بود، پشتبانی کرد. لشگرکشی به سیسیل یک فاجعه بود، ولی آتن هنوز ممکن بود که نجات یابد؛ البته، دخالت در محدوده نفوذ ایران سبب پیمان ای بین اسپارت و شاه داریاواوش دوم شد. چندین تن از باشگاه دیلیان اکنون شورش کردند و به اسپارت نیروی دریایی بزرگ ای رسید. در سال 404 پ.م.م آتن ناچارا باید تسلیم می شد و باشگاه نابود شد.

ایران اکنون دوباره شهرهای یونانی را گرفت، ولی بودن دشواری نبود. شاه اسپارتی، آگیسیلوس به آسیا یورش برد، جایی که او در آن سربلند ماند تا سال 394 پ.م.م که دولت او را فراخواند برای اینکه ایران اکنون آتن را پشتبانی می کرد. برای کم و بیش پنجاه سال، ایران می توانست دارایی های آسیایی خود را داشته باشد، به سادگی با جدا نگاه داشتن یونانیان از یکدیگر.

برگردان از: http://www.livius.org/ia-in/influence/influence02.html