این نوشته را ژانین باککر در تارگاه Livius نوشته است، برگردان بخش هفتم آن به پارسی بی هیچ کمی و کاستی اینجا گذاشته شده است. ولی در پایان، پس از برگردان بخش دهم، به پرسش ها و ناگفته هایی درباره بخش هایی از این نوشته پرداخته خواهد شد.
سیاست
همانگونه که پیشتر دیدیم، آتن جنگ با ایرانیان را به یک پایان خوب رساند و فرصت هایی از سوی باشگاه دیلیان پیدا کرد. تا آن زمان که جنگ با ایران ادامه داشت، اعضاء همه دلایل برای یکپارچه ماندن را داشتند، ولی اکنون که آن دلیل فوری، از بین رفت، آتن باید دنبال دلیل ای برای نگاه داشتن امپراتوری نوزاد اش می بود.
یورش های خونین به اعضاء ای که می خواستند از باشگاه بیرون آیند شد. شهر های عضو کوچکتر که می توانستند تا اندازه ای کمک و پشتبانی بگیرند، به سوی آتن متمایل شدند، ولی دیگران، که از پرداخت باج و دخالت رو به افزایش آتنی ها در امور درونی شان متنفر بودند، نیروی دریایی آتن را ملاقات کردند و دور تا دورشان گرفته شد ( مانند ناخوس در 479 پ.ز.م و تاسوس در 465 پ.ز.م). این شهرها، که ناچار شدند در باشگاه بمانند، جایگاه دیگری نسبت به دیگر شهرها که به آتن پایبند مانده بودند، داشتند. آنها باید نیروی دریایی خود را نابود می کردند، باید باج را نقد پرداخت می کردند، بخش زیاد ای از استقلال خود را از دست دادند. اگر مردم سالار نبودند، ناچار می شدند قانون اساسی خود را دگرگون کنند.

باشگاه دیلیان
در گام پس از آن، شهرهایی که باج را نقدی پرداخت می کردند با شهر های زیر دست برابر شدند. شمار شهرهای خودگردان کاهش یافت. زمان ای که جنگ پلوپونسی در سال 431 پ.ز.م به راه افتاد، تنها چیوس و لسبوس بخش ای از استقلال خود را نگاه داشتند.
ولی این تنها توان ارتش بود که به آتن کمک کرد که سرور بخش بزرگ ای از یونان شود؛ توان مالی نیز منبع دیگر توانمندی بود. بندر آتنی کانون بازرگانی بین منطقه ای بود و شهر پیمان های مالی با بسیار ای از شهرها و ملت های درون و بیرون باشگاه داشت. سیستم پولی را کنترل می کرد و فرمان داده بود که سکه های "جغد" شناخته شده و یکا های وزن ، در مبادلات مالی به کار گرفته شوند.

سکه آتنی
آتن، همچنین مهاجر نشین هایی را ساخت. برای این که شهرهای زیر دست را دوباره با جمعیت ای که از آنها بیرون رانده شده بودند، پر کند. این به آتنی ها یک ایمن گاه در بخش های نا آرام داد، برای اینکه مهاجر ها باز هم شهروند آتن می بودند و ناچار به پرداخت مالیات نبودند. پس از 450 پ.ز.م ، آتن ساخت پادگان هایی را در امپراتوری خود آغاز کرد.
هر در شهر در امپراتوری یونان، با هر جایگاه ای که داشت، به وسیله یک سرپرست یا اپیسکپیوس، بررسی می شد. این دادرس آتنی یک چشم بر روی شهر ای که در آن زندگی می کرد نگاه می داشت. او پرداخت باج ها را کنترل می کرد، برای جلوگیری از شورش گماشته شده بود و باید جنایت ها را بررسی می کرد و به دولت در پایتخت گزارش می داد.
همه با هم، باشگاه دیلیان سازمان پیچیده ای بود. اکنون با هم بررسی می کنیم که ببینیم آیا امپراتوری هحامنیشی الگویی برای امپراتوری آتنی بوده یا نه، و بر روی این موارد توجه بیشتری خواهیم داشت:
- سازمان باشگاه، همسانی آن و ناهمسانی آن با ایران، به ویژه در شیوه دریافت باج.
- کاربرد و ریشه اداره سرپرستی ( اپیسکپیوس ).
برگردان از: http://www.livius.org/ia-in/influence/influence07.html