معضلى هفتادساله براى شناخت فرهنگ ايران در باختر

از چند ماه پیش که موزه بریتانیا در لندن میزبان نمایشگاهى کم نظیر از آثار باستانى ایران با عنوان «The World of Ancient persia» (دنیاى ایران باستان) است طبیعتاً بسیارى از ایرانیان مقیم انگلستان و حتى دیگر کشورهاى اروپایى، دوستان غیرایرانى خود را تشویق مى کردند تا از این نمایشگاه بازدید کنند.

بسیارى از همین غیرایرانیان ابراز شگفتى مى کردند که چرا افرادى که اهل ایران هستند آنها را به دیدار از نمایشگاهى درباره Persi ترغیب مى کنند؟! این ابهام در سال گذشته، زمانى که ایرانیان براى کاربرد عنوان Persian Gulf در نقشه هاى نشنال جئوگرافیک پافشارى مى کردند نیز به وجود آمد. بسیارى از غربیان با تعجب مى پرسیدند: «مدت هاست که کشورى به نام Persia وجود ندارد. کشورهاى حاشیه این آبراه هم همه عرب هستند؛ پس چه دلیلى براى کاربرد Persian Gulf وجود دارد؟»!... از آنجا که این قضیه با مسائل بسیار مهمى درباره فرهنگ و تاریخ ایران در سطح بین الملل پیوند دارد جا دارد که در همین جا به آن پرداخته شود.

سال ها است که بحثى در بین است که «ایران» و «زبان پارسى» را در زبان انگلیسى به چه نامى باید خواند؟ به روال گذشته:Persian و Persia یا آنگونه که در سال هاى اخیر رواج یافته: Iran و Farsi؟

بحث و جدل در این زمینه، شاید به طور جدى به حدود پانزده سال پیش بازگردد. به زمانى که احسان یارشاطر مقالاتى در نشریه «مطالعات ایرانى»، فصلنامه رهاورد، ماهنامه پارس و... به چاپ رساند و در ادامه، تعدادى انگشت شمار از چهره هاى علمى و فرهنگى ایران در خارج از کشور، موضوع را پى گیرى کردند. از آن زمان تاکنون بارها و بارها صفحات نشریات و تارنماهاى ایرانى در برگیرنده مطالبى از سوى موافقان و مخالفان کاربرد Iran/Persia و Farsi/Persian در زبان انگلیسى بوده است.

ولى شاید هنوز آن طور که باید و شاید موضوع به روشنى بیان نشده است. از آنچه تاکنون انتشار یافته برمى آید که گروهى از ایرانیان مى پندارند که طرفداران کاربرد نام Persia و صفت Persian مى خواهند از این عناوین در زبان پارسى بهره جویند. (و مثلاً بگویند: من اهل پرشیا هستم!) گروهى دیگر بر این باورند که Persia و Persian تنها مربوط به هزاران سال پیش است و امروزه دلیلى براى کاربرد آن وجود ندارد. در این نوشتار کوشش شده این موضوع براى همه علاقه مندان و به ویژه هم میهنانى که زمینه اى نسبت به آن ندارند شکافته شود و تا حد امکان ابهامات موجود در این باره برطرف گردد.

بیشتر کشورها و زبان ها در هر فرهنگ، نام ویژه خود را دارند. براى مثال، آلمانى ها زبان خود را «دویچ» (Deutsch) مى نامند، ما آن را «آلمانى» مى خوانیم و انگلیسى زبان ها از واژه German استفاده مى کنند. مردم یونان، فنلاند، هندوستان و ژاپن کشور خود را «الاس»، «سومى»، «بهارات» و «نیپون» مى نامند ولى در سطح بین المللى Greece، finland، India، Japan نامیده مى شوند. این تفاوت در نامگذارى زبان ها و کشورها به دلایل تاریخى در بیشتر فرهنگ ها و جوامع، به ویژه آنهایى که داراى پیشینه تاریخى خاصى هستند دیده مى شود.

«ایران» و «زبان پارسى» هم از این قاعده مستثنا نیستند. حدود ششصد سال پیش از میلاد مسیح، زمانى که یونانیان با هخامنشیان در ارتباط بودند نام persis را که برگرفته از محل سکونت پادشاهان این سلسله بود به کشور ما اطلاق کردند و ما هم متقابلاً (گرچه یونانیان کشورشان را Ellas مى خواندند) نام «یونان» که در اصل تنها نام سواحل شرقى قلمرو آنها بود را به تمام سرزمین شان اطلاق کردیم. واژه یونانى Persis از همان دوران به عنوان نام رسمى کشور ما در اسناد و نوشته هاى مغرب زمین به کار برده شده و تنها در سده هاى بعد، هر کشور با توجه به ویژگى هاى زبان خود در آن تغییرات کوچکى داد: فرانسه زبان ها آن را Perse، آلمانى زبان ها آن را Persien و انگلیسى زبان ها آن را Persia خواندند.

نام Persia (و یا دیگر معادل هاى آن) از آن زمان تا سال ،۱۹۳۵ چه زمانى که ایران از شمال هند تا رود دانوب گسترش یافته بود و چه زمانى که محدود به سرزمینى در خراسان فعلى بود به عنوان نام رسمى کشور در زبان هاى غربى مورد استفاده قرار گرفت. «Persia» به تبع افتخارات علمى، فرهنگى و سیاسى که ایرانیان در دوران باستان و دوران اسلامى از آن خود ساختند، بار معنایى خاص یافت تا اینکه در سال ۱۳۱۳/۱۹۳۵ دولت وقت ایران به دستور رضاشاه در عملى ناگهانى، بخشنامه اى به سفارتخانه هاى خارجى در تهران ارسال کرد و از آنان درخواست کرد که در مکاتبات خود به زبان هاى غربى از نام Iran استفاده کنند.

به نظر مى رسد که دو موضوع، انگیزه اصلى این تصمیم بوده است.
۱- گروهى تصور کرده و مى کنند که Persia تنها برگیرنده استان فارس است. حال آنکه چنانچه در ابتداى همین مقاله به طور ضمنى اشاره شد نام کشورها در گذشته عموماً و به دلایل تاریخى از نام یک منطقه یا نژاد گرفته مى شده ولى در گذر زمان معناى اصلى خود را از دست داده و معناى فراگیرترى پیدا مى کرده است.

۲- عمل دولت وقت ایران در تغییر نام، مصادف با کشورگشایى آدلف هیتلر و ادعاى وى مبنى بر برترى آریایى ها بر سایر نژادها بود و برخى از دولتمردان ایران نیز مى پنداشتند که نظر به معناى لغوى نام ایران، مردم جهان در برخورد با آن بلافاصله به آریایى بودن ایرانیان پى خواهند برد!

اما نتیجه کار کاملاً برعکس از آب درآمد و از رهگذر اقدام شتابزده دولت وقت ایران، پیامدهاى ناگوار فرهنگى یکى پس از دیگرى نصیب ایران شد:
در غرب (به استثناى تعدادى بسیار معدود) هیچکس متوجه ارتباط Iran با Persia نبوده و نیست و از آن گذشته به دلیل شباهت بسیار زیاد میان نام غربى ایران و عراق (Iran-Iraq) اغلب ایران با این واحد عربى تازه تاسیس در غرب ایران، اشتباه گرفته مى شود. از اینها گذشته تغییر نام Persia به Iran در زبان هاى غربى، تقریباً همزمان با فروپاشى امپراتورى عثمانى و پدیدآمدن تعداد زیادى واحد سیاسى جدید در منطقه بود. لذا از همان زمان تاکنون، بسیارى Iran را هم یکى از همین کشورهاى جدید مى پندارند و نمى دانند که همان پرشیاى سابق است. در یک کلام با تغییر نام، یک شکاف بزرگ میان ایران و کلیه سوابق فرهنگى اش در ذهن مردم دنیا پدید آمد.

بعدها در سال ۱۹۵۹ به کوشش تعدادى از شخصیت هاى سیاسى و فرهنگى ایران شورایى با حضور احسان یارشاطر، سیدحسن تقى زاده، دکترى على اکبر سیاسى، عیسى صدیق، عبدالله انتظام و حسین علا تشکیل شد که این شورا پس از بررسى موضوع، به اقدام نادرست رضاشاه در تغییر نام کشور در زبان هاى خارجى پى برد و نتیجه بررسى خود را به دولت ایران ارائه کرد. دولت نیز استفاده از نام Persia را بدون مانع اعلام کرد ولى به دلایلى که بر نگارنده هم روشن نیست «Persia» رسمیت کامل نیافت. در برخى از مقالات اشاره شده به «دلیل نارضایتى محافل بین المللى از تغییرات پى درپى نام کشور»، ولى براساس قوانین بین المللى، هر کشورى حق دارد نام رسمى خود را خودش انتخاب کند. مثال زنده کشور برمه است که طى سالیان اخیر بارها تغییر نام داده است و همه آن را پذیرفته اند. باید اضافه کرد که هنوز بخشنامه اى مبنى بر عدم اعتبار نام Persia در زبان هاى خارجى صادر نشده و این نام گرچه در عرصه سیاست امروز کمتر مورد استفاده قرار مى گیرد همچنان از اعتبار قانونى برخوردار است و خوشبختانه روز به روز ایرانیان و غیرایرانیان بیشترى از آن در زبان هاى اروپایى استفاده مى کنند.

صرفنظر از بحث در زمینه نام ایران در زبان هاى غربى، نام زبان پارسى (فارسى) در غرب همواره Persian (یا دیگر برابرهاى آن: Persan، Persisch و غیره) بوده است ولى در بیست وشش سال اخیر به طور فزاینده اى در زبان انگلیسى از عبارت Farsi و نه Persian استفاده مى شود.

ظاهراً در میان جمعیت کثیرى که در پى انقلاب ۱۳۵۷ به خارج از کشور کوچ کردند گروهى از این موضوع که نام انگلیسى زبانشان Persian است بى خبر بودند و در محاورات خود با بیگانگان همان نام بومى زبان، یعنى Farsi را به کار مى بردند. از این رو این واژه نامانوس در زبان انگلیسى قدرى معمول شد. جالب اینجا است که Farsi حتى نام اصلى زبان ما نیست بلکه عربى شده «پارسى» است زیرا عرب زبان ها قادر به تلفظ حرف «پ» نیستند و این حرف را در بسیارى از واژه هاى پارسى همچون اسپند، پیروز و غیره به «ف» تغییر داده اند. این تغییر در بسیارى از دیگر واژه ها که داراى حروف «ژ»، «گ» و «چ» هستند نیز رخ داده است.

به هر رو Farsi نامى است که هنگام سخن گفتن به زبان خودمان از آن استفاده مى کنیم ولى Persian نامى است که قرن ها است در انگلیسى به آن داده شده است؛ همانگونه که نام بومى زبان یونانى «Elinika» و نام انگلیسى آن «Greek» است. همینطور در مورد زبان هاى ارمنى، اسپانیایى، آلمانى، سوئدى و... که نام بومى شان با نام انگلیسى شان متفاوت است. استفاده از Farsi به جاى Persian در انگلیسى به همان اندازه نادرست و مضحک است که در این زبان براى خلیج پارس به جاى Persian Gulf بگوییم Farsi Gulf! یک انگلیسى زبان هنگام برخورد با عبارت Persian Language حتى اگر شناخت چندانى از تاریخ و فرهنگ ایران نداشته باشد مى تواند این زبان را با بسیارى از جنبه هاى معروف کشورمان در غرب همچون Persian Cat, Persian Miniature, Persian Poetry, Persian Carpet, Persian Gulf و... ارتباط دهد در صورتى که عبارت Farsi Language حداکثر تنها براى برخى از ملل خاورمیانه اى روشن است و هیچ سابقه اى در فرهنگ غرب ندارد. البته به دلیل استفاده از Farsi در متون انگلیسى در سال هاى اخیر هستند افرادى که آن را به عنوان زبان رسمى ایران بشناسند ولى براى آنها هم این واژه تنها «اسماً» شناخته شده و هیچ بار معنایى ندارد.

شمارى نیز در حال تبلیغ این ایده اند که در انگلیسى باید زبان رسمى ایران را Farsi نامید و براى پارسى اى که در افغانستان و تاجیکستان بدان سخن گویند از Dari استفاده کرد و براى همه اینها Persain!! در صورتى که تفاوت میان پارسى ایران و پارسى افغانستان و تاجیکستان به هیچ وجه در آن حد نیست که براى آنها نام هاى گوناگون به کار برده شود. براى مثال اگر یک مصرى عرب زبان را با یک قطرى عرب زبان روبه رو سازیم بسیار دشوار به مفهوم سخنان یکدیگر پى خواهند برد ولى هیچ کس در انگلیسى به زبان هاى این دو نمى گوید Qatari و Egyption! هر دو Arabic هستند. چه برسد به ایرانیان و افغانى ها و تاجیکان که کاملاً متوجه سخنان یکدیگر هستند. این ایده در اصل از سوى کسانى مطرح شد که نگران گسترش این زبان در کشورهاى مختلف آسیایى و پیوند میان پارسى زبانان بودند. چندى پیش به طور اتفاقى برنامه اى جدید از تلویزیون دویچه وله (DW) آلمان را تماشا مى کردم که گویندگان، زبان پارسى با لهجه افغانى صحبت مى کردند و کاملاً آشنا و قابل فهم براى ما. در پایان برنامه عبارت DW Dari Service بر صفحه تلویزیون خودنمایى کرد و خدا را شکر که از هیچ کس هم صدایى برنمى خاست که این زبان پارسى است که «درى» مى نامیدنش و در هیچ کجاى دنیا نام لهجه را به اصل زبان نمى دهند! برنامه هاى دویچه وله را دنبال کردم و دریافتم که از کاربرد Persian Gulf براى خلیج پارس نیز خوددارى مى کنند و آن را The Gulf (خلیج) مى نامند. گویى هیچ خلیج دیگرى در دنیا وجود ندارد. به نظر مى رسد که یک سیاست ضدایرانى پنهان و خزنده رسانه ها و مراکز فرهنگى غرب را دربرگرفته که روز به روز هم دامنه آن گسترده تر مى شود.

مسائل مربوط به نام کشور و زبان حدوداً از سال هاى پایانى دهه ۱۳۶۰ به همت شمار اندکى از چهره هاى علمى و فرهنگى ایران در نشریات پارسى زبان مطرح شد که ظاهراً تاثیر چندانى در پى نداشته است! در سال ۱۳۷۱/ ۱۹۹۲ دفتر تجارت استرالیا در پى اعتراض تعدادى از ایرانیان مقیم آدلاید به استفاده از واژه Farsi از سوى این دفتر طى نامه اى به وزارت امور خارجه این پرسش را مطرح کرد که «زبان فارسى در انگلیسى به چه نامى باید خوانده شود؟Farsi یا Persain.» فرهنگستان ضمن پاسخ به این دفتر بیانیه محکمى صادر کرد و در آن به واقعیاتى اشاره کرد که از دید بسیارى از ایرانیان پنهان مانده بود: «در طرح تبدیل Persian به Farsi سوءنیتى از جانب محافل معینى استشمام مى شود و انتظار مى رود تا دولت ایران مراقب این جریانات باشد تا توطئه با قوت تمام خنثى گردد.» ولى با نهایت تاسف فرهنگستان تنها به چاپ بیانیه در فصلنامه خود مبادرت ورزید و هیچ گونه اقدام عملى در این زمینه روا نداشت. در سال گذشته نیز زمانى که براى جلب حمایت و درخواست همکارى سردبیر فصلنامه به فرهنگستان رفته بودم با برخورد باورنکردنى او روبه رو شدم که حتى از اختصاص چند دقیقه وقت براى صحبت در این زمینه خوددارى کرد!

در چنین شرایطى که فرهنگستان زبان و ادب فارسى (مسئول مقابله با چنین مسائلى) حتى براى آنچه خود نیز سابقاً اعلام داشته هیچ ارزشى قائل نیست گروهى کوچک از ایرانیان مقیم داخل و خارج دست به کار شده اند که کوشش هایشان نتایج بسیار مثبتى را هم در پى داشته است. از آن جمله اعتراضات پى در پى و مستدل به صداى آمریکا (VOA) در سال ۱۳۸۳ بود تا در نهایت این سازمان را واداشت که نام بخش پارسى خود را از Farsi Service به Persian Service تغییر دهد. ولى در نهایت این پشتیبانى نهادهاى دولتى ایران است که این کوشش ها را به نتیجه مورد نظر خواهد رساند. دست کم ارسال بخشنامه هایى به سفارتخانه هاى ایران در خارج، سفارتخانه هاى خارجى در تهران، نشریات انگلیسى زبان چاپ ایران، بخش انگلیسى شبکه چهار و شبکه خبر، دانشکده هاى زبان، خوددارى وزارت ارشاد از صدور مجوز به نشریات نرم افزارها و دیگر محصولاتى که در نوشته هاى انگلیسى شان از Farsi به جاى Persian استفاده شده و درخواست تصحیح آن و.... مى تواند بخشى از اقدامات رسمى در این زمینه باشد.

در جهت حفظ منافع ملى و ساخت آینده اى درخشان بر پایه آنچه از گذشته به یادگار مانده- علاوه بر کوشش هاى عملى- شایسته است که همچنان به کاربرد نام Persia و صفت Persian در زبان هاى غربى وفادار بمانیم. کسى در رویاى بازگشت کوروش و داریوش و یا خیال پردازى با قالى هاى خوش نقش و نگار، خرابه هاى پارسه، مینیاتور و گربه نیست ولى همین ها جزیى از میراث غنى و کهن ما هستند که چنانچه آگاهانه به آن نگاه کنیم مى توانند ما را در ساخت آینده اى درخور، بس یارى دهند.

از: http://www.sharghnewspaper.ir/841010/html/societ.htm#s349176