در دهه های پیش هر چند که پای بیگانگان به کشور باز شده بود و از نظر فرهنگی بیم از دست رفتن فرهنگ ایرانی می رفت، ولی برنامه های فرهنگی کشور از امروز بسیار گسترده تر و بهتر بود. کار فرهنگی ای که امروز انجام می شود نزدیک به 0 است. در آن هنگام برای یکپارچه نگاه داشتن کشور، پارسی بودن و پارسی شدن به خوبی دنبال می شد و برای قوم های دیگر ایرانی رنج به وجود نمی آورد بلکه جذابیت به دنبال داشت.
اینکه می گویم پارسی بودن و پارسی شدن اشاره به بی احترامی به قوم ای نیست، بلکه در هر کشور ای که "ملت" بخواهد وجود داشته باشد و "هویت ملی" باشد، باید یک قوم بزرگ و پرشکوه، پیشرو و فرماندار باشد. اینکه این سخن دروغ مردم باختر را نسنجیده تکرار کنیم که "همه با هم برابر هستند" سبب می شود این جمله من خیلی بد و حتی نژادپرستانه جلوه کند. ولی مگر چنگیزخان مغول با کوروش هخامنیشی یکی است؟ کجای دنیا برابری وجود دارد؟ خرس با ماهی برابر است؟ یا در جهان یک انگلیسی با یک آفریقایی برابر به حساب می آید؟ پس این سخنان یاوه را بدون اندیشیدن تکرار نکنید. بدانید، قوم پارس را مردمانی تشکیل داده اند که در طول تاریخ بشر بزرگتر از آنها یافت نمی شود، مردمانی که مانند ما به مادیات زندگی دلخوش نکرده بودند، بزرگ و آینده نگر بودند، و یک مشت یونانی دروغگو و رومی خونخوار و فرعون هواسران نبوده اند. قوم پارس از تمام قوم های ایرانی بالاتر است و هر فرد که این را رد کند، و یا تلاش کند بر این حقیقت سرپوش بگذارد جز دشمنان کل سرزمین ایران است. اگر در یک تیم فوتبال یک بازیکن ستاره شما را نابود کنند، تیم ضربه بزرگی خواند خورد، دشمنان نیز با ایران می خواهند چنین کنند. و با شعار های پوشالی که حتی 1 بار هم در سرزمین خودشان عملی نشده است، تلاش دارند قوم پارس را کوچک و برابر با دیگر قوم ها نشان دهند. فیلم 300 که هیچ بود، روزنامه هایشان در موارد بسیار درباره اقوام ایرانی اینگونه نوشته اند و می نویسند "فقط 59 درصد ایرانیان پارسی هستند"! بگذریم، این را نوشتم تا یک بار برای همیشه این همه تیر که به سوی پارسی بودن رها می شود را دور کنم، امیدوارم موفق بوده باشم.
در آلمان قوم ژرمن، در بریتانیا قوم آنگلو، در روسیه هم قوم اسلاو، و در ایران هم طبیعتاً باید قوم پارس... (چیز ای که اینجا گفته می شود درباره مردم یک شهر و دو شهر نیست، بلکه درباره اداره یک کشور 2600 ساله است که چند دوست دارد و هزاران دشمن، دلیل آن هم این که است ما مردم ایران دنبال نور و روشنایی بوده ایم و خواهیم بود در حالی که مردم جهان به دنبال دروغ و نیرگ بوده اند و امیدوارم در آینده درست شوند)
در کشورهایی که گفته شد، تلاش می شود هر فرد که در آن کشور به دنیا می آید از کودکی تا بزرگی با توجه به منافع کشور خود در راستای آن قوم اصلی و مادر که تنه درخت به حساب می آید، بزرگ شود. ولی در کشور ما در دهه های اخیر این گونه نبوده و برای من دوره ننگین قاجار را به یاد می آورد.
نام کتاب "فارسی" در سال گذشته به "بخوانیم و بنویسیم" تغییر کرد و ضربه بسیار سنگینی به "هویت ملی" ما وارد آورد.
برخی در کشورهای انگلیسی زبان ادعا می کنند که "فارسی(Farsi)"، "دری(Dari)"، و "تاجیکی(Tajiki)" سه زبان هستند و مادر آنها "پارسی" است ( یعنی فارسی و پارسی یکی نیستند، و حتی "پارسی دری" هم با "دری" برابر نیست، و تاجیکی هم چون خط اش با آنها یکی نیست پس یک زبان جداگانه است ).
این تلاش در چه راستایی است؟ در این راستا که شیوخ امارت بیان می کنند که رضاخان در سال 1935 میلادی، نام لاتین کشور ایران را از Persia به Iran تغییر داد و کشور ای به نام Persia دیگر وجود ندارد، اصولاً ایرانیان نیز پارسی (Persian) سخن نمی گویند. پس در نتیجه همه اینها اصلاً قوم پارس (Persian) در ایران وجود ندارد پس چرا "Persian Gulf" وجود داشته باشد؟ ما به شما پول می دهیم، نام آن را تغییر دهید.
این یاوه گویی ها، از سوی کاربران ایرانی اینترنت به صورت مقطعی و احساسی در کوتاه مدت سرکوب شده است که به هیچ وجه کافی نیست و صدایی از درون ایران نیاز دارد. و در روزگاری که آرامگاه پدر یک ملت با یک سد بی ارزش تهدید می شود. و دست درازی به هویت ایرانی در داخل بیشتر از خارج سرعت می یابد. در روزنامه جام جام پارس ها را "قوم وحشی" خطاب می کنند. چه انتظاری می توان داشت؟ چه باید کرد؟
شاید با من مخالفت کنید، ولی هر آنچه که در 200 سال گذشته از باختر به ایران آمده یبشتر ما را از ایرانی بودن دور کرده است. برخی مردم ما اکنون خیال می کنند چون امریکا کشور موفق ای است ما هم باید دقیقاً تمام زندگی آنها را در ایران کپی کنیم. از برنزه کردن پوست گرفته تا دروغ آپریل و ولنتاین و غیره.
کسان ای که قدرت و توان مالی برای کار فرهنگی دارند، برای فرهنگ ایران دل نمی سوزانند، و هر روز که می گذرد مردم ما از یکدیگر دورتر می شوند.
اگر کار فرهنگی نکنیم و مردم با همین سرعت از یکدیگر دور شوند، کشور حتی 100 سال دیگر هم دوام نخواهد آورد. فراموش نکنید که قوم قاجار چه ننگ ها که به پیشانی ایران نشاند.
چه بخواهیم چه نخواهیم از هنگام ای که امپراتوری هخامنیشی پایه گذاری شد، مردم باختر خوب و بد همه در تلاش برای نابودی آن بودند. در برابر این یورش ها کار فرهنگی ای که سبب نزدیکی مردم ایران شود بسیار نیاز است و نباید از آن کم کاری کرد. افسوس که امروز نه تنها کار فرهنگی نمی شود، بلکه با پدیدار شدن چرندیات در آثار فرهنگی روز به روز پیر و جوان، زن و مرد، این قوم و آن قوم، از یکدیگر دورتر و دورتر می شوند. در این میان چه خوب است این جمله کهنه و کارا را به یاد آوریم، در مدرسه ها به بچه ها یاد بدهیم، به نسل آینده منتقل کنیم که "همه جای ایران سرای من است"
این جمله می تواند بازی "مدیر بومی"، "بازیکن بومی"، "دانشجوی بومی"، و تمامی "تیشه به ریشه ها" را از میان ببرد و سبب نزدیکی مردم ایران می شود. ما پارسیان با شمشیر و سر نیزه جهانداری نکرده ایم، با زبان و کتاب این کار را کرده ایم، با فرهنگ و ادبیات. اکنون نیز همین ها است که راه چاره است.
تلاش می کنیم، همه این جمله های ساده را در یک جا گردآوری کنیم. شما هم تلاش کنید این واژه های پرارزش را زنده نگاه دارید.
پی نوشت: رک و پوستکنده من با ترس این نوشته ها را می نویسم. چون نمی دانم چه کسان ای نوشته هایم را می خوانند، آیا اینجا را به پیام "مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد" آزین خواهند کرد. آیا تلاش می کنند ببینند من چه مرگم است که اینها را می نویسم؟ و منظورم چیست؟ و از که دفاع می کنم؟ نمی دانم. من که از خاک ایران دفاع می کنم، طرفدار خاک هستم. من از مردگان دفاع می کنم، از دانه دانه سرباز های هخامنیشی گرفته، تا همین بر و بچه هایی که هشت سال با دست خالی جنگیدند. من برای ایران می نویسم. ای کسان ای که می خوانید،
شما دوستانی که می خواهید کمکم کنید، نوشته های من را چه با لینک به اینجا، چه بدون آن، در ویلاگ یا سایت خود بگذارید. سخن را پراکنده کنید، بگذارید افراد بیشتر ای این نوشته ها را بخوانند، اگر هم اینجا روز ای روزگار ای بسته شد این سخنان باشد و خوانده شود. باشد که ایران تا ابدیت بماند.